تاریخچه کاراته

تاریخچه کاراتـه

اولین چیزی که هر شاگرد از کاراته میاموزد تاریخچه منحصر بفرد کاراته است.اصول و روشهای کاراته در کتابی ثبت و درج نشده و هر استادی به شاگرد خود چیزی را میاموخت که خود او نیز از استادش آموخته بود و به اصطلاح کاراته ” دست بدست و دهن بدهن” از شخصی به شخص دیگری منتقل می شد.

حدود 5000 سال پیش شاهزاده ثروتمندی در هندوستان زندگی میکرد.این شاهزاده با مشاهده و مطالعه حرکات دفاعی حیوانات موفق شد روشی ابتدائی دفاع از خود بدون سلاح را ابداع کند.آنگاه شاهزاده آزمایش هایش را روی اسیران و غلامان آغاز کرد او سعی داشت که نقاط ضعف بدن انسان را بیابد او با فرو کردن سوزن به نقاط مختلف بدن توانست نقاط فشار و ضعف را مشخص کند.چنین نقل شده است که صدها غلام و اسیر در این آزمایش جان سپردند. شاهزاده سپس روش های جنگی و دفاعی جانوران را بر روی این نقاط ضعف بدن انسان آزمایش کرد و فرمول دفاع بدون اسلحه را بوجود آورد. شخص دیگری که در تاریخچه کاراته دارای اهمیت است ” بودهیدهارما ” است که نزد ژاپنی ها به نام ” داروما تائیشی” مشهور است مهمترین خدمت او به کاراته معرفی روحیه و اصول ذن بود.

ذن فرقه ای از مذاهب بودائی است که در هند تولد یافت و سپس به ژاپن نیز کشانده شد برخلاف سایر فرقه های ZEN بودائی ذن معتقد به جستجوی حقیقت از طریق بصیرت و خویشتن نگری است.

بودهیدهارما که یک راهب بودایی بود بودائی گری را در هند همراه با شیوه دفاع از خود آموخت و آنگاه برای تدریس به معبد شورین چی در استان خونان واقع در چین رفت. در چین او به این موضوع پی برد که مردم عادی چین نمیتوانند اصول و روش های پیچیده و حساس بودائی گری هند را فراگیرند. بنابراین دو شیوه ساده تر و طبیعی تر که همان  ذن باشد را معرفی کرد. اما همین روش ساده شده نیز گاهی برای افراد عادی مشکل بود. بالاخره بودهیدهارما یک سلسله حرکات و تمرین های ساده  ابداع کرد که چینی ها آن را ” چوان فا ” و ژاپنی ها ” کمپو” نامیدند. این حرکات بنام های گوناگون دیگری غیر از کمپو نیز خوانده شده اند و به سبب سادگی و بی معنی بودن ظاهری آنها کم کم بیشتر دست اندرکاران کاراته آنرا به فراموشی سپردند. خوشبختانه چندتن از استادان چینی کاراته به اهمیت این حرکات وقوف یافته و آن ها را به شاگردان خود یاد دادند و این استادان از شاگردان خود می خواستند که هرگز تغییری در این حرکات نداده و همیشه در جلسات تمرین از آنها استفاده کنند و نیز به آنها گوشزد می کردند که این حرکات اساس کاراته هستند. ولی اغلب از آوردن دلیلی بر ادعای خود سرباز می زدند چون معتقد بودند که شاگردان کاراته باید خود به اهمیت این حرکات پی برده و از راه تجربه مفید و الزامی بودن آنها را درک کنند چون احتمال داشت تشریح اهمیت این حرکات از علاقه و دقت شاگردان نسبت به تجربه و تلاش در درک اهمیت این حرکات بکاهند.

حرکات و تمرینات بودهیدهارما به همان شکل اولیه خود دست به دست گشته و به صورت اصول اولیه کمپوی چینی یعنی یانگی نون درآمد. در سال 1900 یکی از اهالی اوکیناوا بنام یواچی به جنوب چین سفر کرده و زیر نظر یکی از بزرگترین استادان کمپو در آن زمان مدت ده سال به بررسی و فراگیری سه روش اساسی کمپو پرداخت. در پایان این ده سال یواچی از روش های سه گانه بهترین حرکات و تمرینات را برگزید.

بدین ترتیب که از ” پانگی یون ” نرمشی بنام سانچین که بودهیدهارما ابداع کرده بود و از دو روش دیگر نرمش های “سی سان” و ” سن –چو- روکو ” را انتخاب کرد این سه نرمش و تمرین اصول روش مشهور مکتب یواچی – ریو کاراته در اوکیناوا قرار گرفت.

یک کاراته کا بعد از کسب مهارت در حرکات سانچین میتواند اصول ذن مورد استفاده در کاراته را کاملاً تجزیه نماید و بعد از تجربه این اصول که به نام چشم سوم معروف هستند می تواند از آنها در حرکات کاراته بهره گیرد. وقتی بودهید هارما برای اولین بار تمرینات لازم برای دست یافتن به حس ” چشم سوم ” را به شاگردانش ارائه میکرد مطلب زیر را عنوان کرد که هم در فن کاراته و نیز در زندگی اهمیت بسزائی دارد.

“روح و جسم بایدکاملاً متحد باشند. از آنجائی که آدمها غرق در نیازهای جسمی خود هستند بنظر میرسد که قدرت درک اتحاد و اتفاق جسم و روح را ندارند. بنابراین یک فرضیه و اصل را از من بپذیرید و جسم و روح خود را طوری پرورش دهید که بتوانید به قوه درک بیشتری مجهز شوید.”

 

 

سی اوکیتاما =  در حدود 400 سال پیش ژاپن کنترل جزیره اوکیناوا را بدست گرفت و طی فرمانی از اهالی این جزیره خواست که اسلحه های خود را به ژاپنی ها تسلیم کنند. یکی از این جنگ افزارها که بدست ژاپنی ها افتاد ” سی نا ” نامیده میشد سی نا جنگ افزاری سه شاخه بود که مانند شمشیر در حمله و دفاع و مانند نیزه برای حمله و هدفگیری از راه دور بکار برده می شد. افراد مسلح به سی نا معمولا سه سی نا با خود داشتند، دو قبضه از سی نا را بدست می گرفتند. به این ترتیب که دسته سی نا را در دست مخفی کرده و تیغه آنرا در امتداد بازو و به بالا قرار میدادند و سومین سی نا را به کمربند خود می آویختند که اگر در هنگام نبرد یکی از دوسی نا که در دست داشتند از دستشان می افتاد و یا پرتاب می کردند از سی نا سوم استفاده کنند. استادانی در فن بکاربردن سی نا بودند که می توانستند با سی نا پای آدمی را بر زمین بدوزند. سی نا در مقابل چوب دستی و شمشیر جنگ افزار بهتری به حساب می آمد. با گرفتن شمشیر در بین یکی از زبانه های کناری و تیغه با یک حرکت سریع مچ می شد که یا شمشیر حریف را از دستش خارج کرد و یا آن را شکست. از دسته سی نا در ضد حمله و از تیغه آن در حملات مستقیم استفاده می کنند.

کاراته ودین بودا در هنر چین

اغلب در طرفین مجسمه بودا دو تن از راهبان محافظ و کاراته کا به حالت ایستاده و یا نشسته دیده می شوند محافظی که در طرف راست بودا قرار دارد در حالت آزاد کاراته و محافظ سمت چپ در حالت تمرکز کامل است. پس از ابداع کاراته و تلفیق آن با ذن توسط بودهیدهارما راهبانی که به آموختن ذن سرگرم می شدند کاراته نیز یاد می گرفتند. بودهیدهارما معتقد بود که پرورش تن و جان در یک زمان و باهم بسیار متفکرانه تر از پرورش صرف نیروی بدنی یا ذهنی بطور مجزا از هم است. در مورد ارتباط کاراته و ذن مطالب بسیاری در دسترس نیست و به رغم اینکه مجسمه ها و نقاشی های این دوره حاکی از این ارتباط هستند. در نوشته ها سعی شده است که تدریس کاراته را در مدارس ” ذن ” کاملاً مخفی نگهدارند. نقاشان این دوره با بهره گیری از حالات کاراته مسائل مربوط به ذن بودائی گری را در تابلو های خود نشان داده اند. لازم  به یادآوری است که اصول ذن بودائی گری اصول اختصاصی ذن نبوده و سالها پیش در مذاهب مختلف و فلسفه های فکری متنوع نظیر هندوئیسم و تائوئیسم و لائوئیسم به این اصول استناد و عمل می شده و در واقع ذن از همین مکاتب فکری و مذهبی اصول منطقی ترشان را گرفته و بصورت ذن بودائی گری فهم برخی از اصول مذاهب و مکاتب فکری لازم است.

در مکتب تائوئیسم، مساله هماهنگی با طبیعت مطرح می شود. به این صورت که باید قوانین اصلی و اساسی طبیعت را پذیرفت و در برابر آنها سر فرود آورده و تسلیم شد. تائویا راه سمبل تائوئیسم است که نشانگر گره هایی است که بشر را به جهان فانی وابسته میکند. ضعف و ملایمت نمایشگر تائو است. دستیابی از دست دادن است. تسلیم شدن پیروز شدن است. خاموش گردی زاده این عقیده است که بشر می تواند از راه نوعی از خود بیخود شدن به ارزش های بالاتری از انسان دست یابد. این روش از نظر بکار انداختن نسبی حواس کاملاً شبیه یوگا است اما در این روش به عوض یک حالت نشسته یوگا از نرمش های عجیب و حالات مختلف اعضاء استفاده می شود. این نوع تفکر و تامل فعالانه کاملا شبیه روشی است که توسط بودهیدهارما ابداع شد و شاید این روش را خاموش گری بودهیدهارما به عاریت گرفته باشد چون در این دوره تشخیص و تمیز اصول شاخه های گوناگون مذهبی کاملا میسر نیست.

در میان فرقه های مختلف وجود درگیری ها و گاهی نزاع های مذهبی غیر متداول نبود. تا بدین جهت این روش ها را که در واقع روش های دفاع از خود و در عین حال تعلیمات مذهبی این قرن بودند باید به دقت  حفظ و حراست می کردند. شاگردان پشت درهای بسته معابد تعلیم می دیدند و سوگند می خوردند که اسرار مذهب را فاش ننمایند. تنها مدارک باقیمانده از این دوره مجسمه ها و نقاشی های این عصر است که بدون اطلاع از کاراته قابل تعبیر و تفسیر هستند. راهبان کاراته کا همیشه چه در حال حرکت و چه در حال تفکر و تامل روحانی نوع وضعیت و حالت کاراته اتخاذ  می کردند. مردمی که این وضعیت ها را نمی شناختند تصور می کردند که طرز قرار گرفتند دستها و حالات نشستی و یا راه رفتن ویژه جزیی از حالات تفکر و تامل عادی آنهاست.

مو-شین- مورشین اصل توانائی به آزاد کردن مغز از هرگونه فکر است که چه به ظاهر این اصل اندکی عجیب و بی معنی به نظر میرسد. لیکن بعد از اندکی تفکر و تجربه میتوان به نتیجه ای کاملاً برعکس این برداشت ظاهری رسید. معمولا کسی که میخواهد شیئی را کاملاً دقیق و واضح ببیند درست برخلاف کاری که باید انجام دهد عمل میکند و به احتمال زیاد طوری به شیئی  مورد نظر نگاه می کند که گویی میخواهد از درون آن پشت جسم را ببیند. یک استاد ذن هرگز به یک جسم نگاه نمی کند بلکه فکر خود را به مانند آینه ای کاملا صاف و روشن میکند تا جسم خود را در آن منعکس گردد و بدین ترتیب نیازی به خیره شدن به جسم برای دیدن آن ندارد. ببینیم از این اصل چگونه در کاراته استفاده می شود. نخست باید توجه داشت که هرچه بیشتر بخواهید حواس خود را به جسم معطوف کنید کمتر قادر خواهید بود واقعیت وجودی حریفتان را ببینید. حریف شما انسانی آشنا به روش ها و کارایی های بیشمار و مانند هر انسانی دیگر دارای نقاظ ظعف ویژه خودش است. پس باید حریف را با تمام خصوصیاتش و مهارت ها و ضعف هایش در نظر گرفت و چنانچه بغیر از این به حریف نگاه کنید مسلما موقعیت خودتان را به خطر انداخته اید. حال برای اینکه حریفتان را به خوبی و کاملاً  ببینید لازم است اولاً مغز خود را از هرگونه فکر دفاع و هر روش دیگری آزاد کرده و آنگاه مستقیماً در چشم های حریفتان خیره بشوید. در چنین حالتی آمادگی کامل داشته و حرکاتتان عکس العمل های طبیعی هماهنگی میان مغز و جسمتان خواهد بود.

اصل پیوستگی – این اصل بسیار مهم و خبرگی و مهارت کامل در آن مشکل است به زبان ساده اصل پیوستگی یعنی اینکه دفاع شما باید همزمان با حمله حریف شروع شود و این همزمانی به آن مفهموم نیست که مثلا بازوی شما هم وقتی حریف بازویش را به حرکت در آورد شروع به کار کند. منظور از دفاع در اینجا حالت دفاعی روحی و ایجاد هماهنگی در عکس العمل های بدن است این ترتیب هماهنگی دفاع جسمانی آغاز شود بدن شما عکس العمل های پیاپی از خود نشان خواهد داد نحوه عمل یک استاد کاراته کار در هنگام زدن یک ضربه شاید بنظر تماشاچی عادی بسیار کند برسد اما باید دانست که یک کاراته کار ماهر تا لحظه ای که لازم نباشد از عکس العمل در مقابل یک ضربه خودداری می کند و چون حرکت دفاعی چنین فرد ماهری یک عکس العمل کاملاً سریع است در اینجا ممکن است از خود بپرسید آیا تسلط و کنترل بر روی انعکاس ها و واکنش های خود خواهم داشت اگر هدف شما از پرورش انعکاس های جسمانی صرفاً به منظور دفاع شخصی است باید بگوییم که دستیابی به کنترل انعکاسات مقدور نمیگردد و اگر پرورش فقط منجر به جسم گردد شخص حالت به اصطلاح غریزه حیوانی و غیر انسانی بودن پیدا می کند و در کلیه موقعیت ها و فعالیت ها یکسان عمل می کند ولی اگر پرورش روح و فکر همراه باشد با هر موقعیتی به اقتضای آن رفتار خواهد کرد.

فرهنگ کاراته

ورزش کاراته یک ورزشی است که با مذهب درهم آمیخته است و دارای جنبه های همبستگی بیشماری می باشد. کاراته اصلاً به خاطر رسیدن به ذن کامل به وجود آمده است که این هدف در کشورهای ژاپن و چین به طور قابل ملاحظه ای دنبال شده است که متاسفانه در ایران در خصوص این هدف عملکردهای لازم انجام نشده است که امیدوارم استادان در این مورد فعالیت های بیشتری نشان دهند. زیرا به وسیله ذن میتوان به تمام اهداف در زندگی و در ورزش رسید. بدون رسیدن به ذن نمی توان در کاراته هم کامل بود و فقط می توان یک تکنسین خوب کاراته بود و همچنین در یک محیط اصیل کاراته، کاراته کارها باید با هم برادر باشند و در فراز و نشیب زندگی کمک و مددکار هم باشند و حتی در امور شخصی یکدیگر را یاری نمایند ولی متاسفانه در محیط کاراته ما چنین امری کمتر به چشم می خورد و اصولاً غرور بیجا باعث می شود نه تنها افراد کمک یکدیگر نباشند بلکه تا حد امکان سد راه یکدیگر باشند و در نتیجه چون روح کاراته در افراد به وجود نمیاید تا وقتی که استعداد بدنی اجازه دهد در میدان هستند و وقتی که از نظر فنی ضعیف شده مجبور به ترک جمع می شوند چون فقط آن ها به وسیله تکنیک خود می توانستند مطرح باشند و این افراد کسانی هستند که کاراته را نیافته اند و در نتیجه وقتی به اصل مطلب که کاراته وسیله ایست برای غلبه روح بر جسم و کنترل حالات روانی منفی که متاسفانه دیر شده و زمان برگشت وجود ندارد. اصولاً کاراته مانند ورزش های سنتی مملکت خودمان از ویژگی های خاص برخوردار است و افرادی که در راه این ورزش قدم می گذاشتند هدفشان غیر از رسیدن به مقامات والا از نظر اجرای تکنیک بود بلکه هدف رسیدن به نقطه ای بود که بتوانند کمک و یاری دهنده ضعف باشند و حتی الامکان گره گشای مشکلات اطراف خود ولی متاسفانه هرچه کاراته زمان بیشتر از عمرش گذشت از نظر روانی و معنوی عقب رفت و فقط جنبه تکنیکی و تجاری به خود گرفت و اکنون در دنیا به اسم های مختلف سعی در تجاری جلوه دادن این ورزش می شود و حتی استادان بزرگ نیز از این تندباد در امان نمانده و مخصوصاً در کشور ژاپن این امر به حد اعلای خود می رسد.

امیدوارم که در کاراته ایران عکس تمام دنیا روزی برسد که معنویات در راس قرار گیرد.

محقق : علی آرین خو

منبع: سایت رسمی انجمن کان ذن ریو کاراته ایران

نوشته را با دوستان و همکارانتان به اشتراک بگذارید
  • هنوز نظری ندارید.
  • افزودن دیدگاه